{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part6

بچه ها ببخشید که نزاشتم ادامه شو امروز میزارم و بعد میریم سراق اون یکی فیک شروع



همون لحظه که پدر ا.ت داشت اونو کتک میزد جیمین در زد

جیمین: باز کن در *رو داد*

مادر ا. ت میخواست در رو باز کنه که پدر ا.ت نزاشت

پ ا. ت: در و باز نکن

ویو جیمین. میدونم خونه ان ساکت شدم تا فکر کنن رفتم اما یهو صدای ا. ت اومد

ا. ت: کمکککک بس کن خواهش میکنم

جیمین: باز کن این در و داری با ا. ت چیکار میکنی عوضی

ویو پ ا. ت. بعد از فریاد جیمین موهای ا. ت رو کشیدم و انداختمش اون طرف که یهو در شکست جیمین اومد داخل خونه

ویو جیمین. در و شکستم و دیدم ا.ت افتاده روی زمین و داره گریه میکنه گوشه ی لبش خونی شده و بدنش زخمی درحالی که التماس گونه بهم نگاه میکرد رفتم طرف پدرش یقه شو گرفتم و کوبوندمش به دیوار

جیمین: با ا. ت چیکار کرددیییی *داد*

پدر ا. ت به پته پته افتاد

پ ا. ت: م... م.. من کاری نکردم

جیمین: کاری نکردی اره پس چرا افتاده روی زمین و زخمی شده هاا حرف بزن

پ ا.ت: معذرت میخوام خواهش میکنم دیگه تکرار نمیشه

جیمین: *نیشخند* هه فکر کردی میزارم بری اره؟ نه تو باید مجازات بشی چون به چیزی که مال منه اسیب زدی

ویو ا. ت. دیدم جیمین به بادیگارداش گفت که پدرمو ببرن من بلند شدم و دست جیمین و گرفتم

ا. ت: نه جیمین خواهش میکنم کاری نکن به خاطر من

ویو جیمین. وقتی ا. ت رو اون شکلی دیدم نتونستم بهش نه بگم

جیمین: خیلی خب اما فقط بخاطر ا. ت میزارم بری فهمیدی

پدر ا. ت رو پرت کرد روی زمین و دست ا. ت رو گرفت و رفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیرون خونه

ویو ا. ت رفتیم پایین جیمین منو گرفت و چسبونده به دیوار با پاهاش منو قفل کرد که تکون نخورم

جیمین: دفعه ی اخرت باشه از خونه فرار میکنی بدون اینکه چیزی به من بگی

دیدم که ا. ت ترسیده بود بغلش کردم و شروع کرد به گریه کردن
ازش پرسیدم:
دیدگاه ها (۰)

Part7

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها ...

ادیت خودمه چطوره؟

part 5

Part 3 ا،ت ویو چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم ب...

love Between the Tides⁵⁴شبتق تق تق ا/ت: کیه؟ پ: منم دخترم ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط